ایلنا::خانه عنوان نمايشي است كه اين روزهاي به كاگرداني كيومرث مرادي در تالار قشقايي مجموعه تئاتر هشر به روي صحنه رفته است .
از اين كارگردان و صاحب سبك تئاتر ايران كه هم اكنون به عنوان مدرس در دانشكده هاي تئاتري به تدريس مشغول است ، نمايشهايي چون” خواب در فنجان خالي”، شكلك”،” مرگ و شاعر” ، ژوليوس سزار”،”روياي نيمه شب پاييز”به روي صحنه رفته كه هركدام در زمان اجراي با استقبال تماشاگران و اظهار نظر هاي متفاوتي از سوي منتقدان تئاتر مواجه شده است .
به بهانه اجراي نمايش خانه گفت وگويي با اين كارگردان تئاتر انجام گرفت .
** در نگارش متن نمایش آیا فقط نغمه ثمینی فقط نگارش را به عهده داشت یا شما هم همکاری داشتید؟
پاسخ به این سوال دو بخش دارد من همیشه دغدغه این را داشتم که بتوانم به زبان امروز با مخاطب امروز صحبت کنم ولی هرگاه تصور می کردم که می خواهم درباره جامعه امروز و مشکلات آن سخن بگویم دچار سانسور شوم.یکی از دغدغه های بزرگ من پرداختن به آدم های امروز با دغدغه های امروزی بود که در زندگی روزمره با آنها برخورد می کنیم.درباره این که آیا در نوشتن این نمایش نقشی داشته ام از لحاظ تکنیکی خیر چون من اصلا نمایشنامه نویس نیستم! اما اتفاق خوبی که افتاد در این کار این بود که زمانی خانم ثمینی نمایشنامه را بازنویسی می کردند و من در در حال خواندن آن بودم کارگردانی نمایش نیز در ذهن من اتفاق افتاد و قبل از آن که انتخاب عوامل و بازیگران روی بیاوریم تمام تصاویر نمایش و قاب ها و لحظه های نمایش در ذهنم شکل گرفت و این امر کمک کرد تا بیشتر به عنوان یک داور مناسب در کنار خانم ثمینی در رسیدن به یک فکر مشترک بسیار کمک کرد.
** آیا نمایشنامه را برای کاراکتر خاصی نوشته بودید؟
امروز دیگر شیوه نمایشنامه نوشتن براساس بازیگر خاص منسوخ شده است وا ین شیوه در سال 1970 مرسوم بود البته هر نویسنده ای برای آن که تصاویری را بوجود آورد قطعا در مورد چند بازیگر خاص فکر می کند ولی این به آن معنی نیست که نمایش را فقط بر ای آن کاراکتر نوشته شده باشد.
** شما در کارهای قبلی خود به اسطوره ها و نقش کهن الگوها بیشتر توجه داشتید ولی در این نمایش به یک فضای جدید رسیدید؟
درست است در کارهای قبلی نقش اسطوره خیلی اهمیت داشت و تصور می کنم این تغییر که در من به وجود آمده چه به لحاظ فرم و چه به لحاظ ساختار متن و شکل اجرا نشانه به وجود آمدن یک تغییر در من در آستانه 40 سالگی است که بخشی از آن محصول دنیای امروز و اتفاقاتی است که با آنها برخورد می کنیم.
در این نمایش من سعی کردم با روایت یک داستان امروز به حکایت آدم هایی بپردازم که زندگی واقعی شان با آنچه در ذهن می پردازند تفاوت دارد. آدم های این نمایش دو زندگی دارند یکی زندگی که دوست دارند داشته باشند و دیگری زندگی که در ذهن خود به آن فکر می کنند گاهی این دو تفکر با هم تضاد دارد و گاهی نیز این گونه نیست.
** در این نمایش از تکنیک های مدرنی همچون ویدئو پروژکتور استفاده بسیاری کرده اید آیا به دلیل محدودیت در دکور بوده یا هدف دیگری داشته اید؟
امروز امکانات بسیاری در اختیار تئاتر است ضمن آنکه تماشاگر امروز دیگر تماشاگر تک صدایی نیست و تبدیل به انسانی چند صدايي شده است که از ابزارهای مختلف در ارتباط خود استفاده می کند و حال بايد باید برای خلق آثار هنری و تصاویر هنری روی بیاوریم که با استفاده از امکانات مدرن و سایر رشته های هنری مانند تجسمی نمایشی چند صدایی را به وجود آورد.
** در نمایش خانه اشاره ای مستقیمی بر حضور تلویزیون در خانواده ها و نقش آنها داشتید آیا نگاه شما به تلویزیون منفی است؟
من هرگز به هیچ اتفاق و یا عاملی در زندگی مثبت یا منفی نگاه نکردم از دید من تلویزیون به عنوان یک رسانه مهم در زندگی انسان مدرن امروزی بسیار نقش بزرگی دارد . تلویزیون قدرت فوق العاده و خطرناکی دارد و می تواند انسان را الینه کند و الینه شدن زمانی ورود پیدا می کند که ما به عنوان تماشاچی آنقدر مبهوت تلویزیون شویم که هر چه او می گوید گوش کنیم و در زندگی خود پیاده کنیم. این وجه منفی تلویزیون است در نمایش خانه نگار عابدی که نقش مادر خانه را بازی می کند آنقدر مبهوت تلویزیون و غرق در آن شده که زندگی عادی و روزمره خود را فراموش می کند. و از فرزندان ودختر خود بسیار دور می شود.
** در این نمایش نقش نورپردازی به خصوص استفاده از نور سفید بسیار مشهوداست
از دید من خانه جای سفید و آرام است و این ما هستیم که با حضور خود می توانیم شرایط آن را تغییر بدهیم نورپردازی نمایش و رنگ استفاده شده در دکور به صورتی است که تمام این خانه سفید دیده می شود و این افراد هستند که با حضور خود رنگ های مختلف را به آن می دهند. به طور مثال زمانی که پدر در صحنه حضور پیدا می کند ابتدا فضای صحنه تیره و روشن است ولی بعد از حضور او رنگ های مختلف به نمایش اضافه می شود.
در نورپردازی به صورت عمل کرده ایم که چهره بازیگران فقط در مواقع تراژی دیده شود البته در بعضی از صحنه ها مانند شخصیت های هامون وجود دارد و یا زمانی که پدر ظاهر می شود چهره او را به خوبی می بینیم.
** در نمایش اشاره مستقیمی به نسل جدید و سرعتی که آنها در زندگی دارند کرده اید آیا این طور نیست که شما به این سرعت نگاه منفی دارید؟
نه اینگونه نیست. من اعتقاد دارم هنگامی که زمان رو به جلو حرکت می کند خیلی چیزها عوض می شودیک زمانی وقتی شما در مورد پنجاه سال پیش صحبت می کردید بسیار قابل باور بود ولی الان هنگامی که در کلاس درس به شاگردان خود که متولدین 69 و70 هستند می گویم که در سال 70 موبایل وجود نداشت تعجب می کنند و برایشان غیرقابل باور است. این فاصله رشد و تغییر ذهن نسل ها زیاد شده است و این وظیفه ما است که با درک این فاصله ضمن احترام به عقاید آنان نگرش های غلط را اصلاح کنیم وراه درست را نشان دهیم.
** شما در این نمایش گسست بین نسل ها و دور افتادن آدم ها را از هم نشان داده اید اما عمدا از ارایه راه حل پرهیز می کنید؟
بله کاملا درست است من فکر می کنم نیازی به ارایه راه حل نیست وقتی شما مشکل را به خوبی نشان می دهد و عمق تراژدی را به منصه ظهور برسانید طبیعتا راه حل را نشان داده اید. زمانی که شما علت بیماری را کشف می کنید به صورت طبیعی راه درمان را هم معرفی کردید و هرگز در تراژدی راه حل اخلاقی ارایه نمی شود.
** در نمایش فقط در صحنه هایی که هامون حضور دارد موسیقی به صورت زنده اجرا می شود و شنیده می شود به نظر می رسد فقط هامون است که از زندگی خود لذت می برد؟
بله کاملا درست است من اعتقاد دارم که خداوند ما رابا موسیقی طبیعت خود آفریده است نوازنده موسیقی در صحنه هایی که هامون وجود دارد نهاد همزاد اوست به همین دلیل هامون سفیداست و او سیاه واین سیاهی در اینجا دلیل بدی نیست بلکه آن وجه ناشناخته بودن و وجه درونی وی است.
** تصور نمی کنید اگر این نمایش در سالن اصلی اجرا می رفت و ما کل اتفاقات را به صورت یک خانه کامل می دیدیم تاثیر بیشتری داشت؟
در ابتدای زمانی که قصد کردم این نمایش را اجرا کنم قصد داشتم تا نمایش را در یک خانه به صورت کامل و در یک دکور کامل اجرا کنم اما به دلیل کمبود فضا به صورت فعلی نمایش را اجرا کرده ام و شیوه اجرا را به مینی مالیسم تغییر دادم.